نمیذارم این فصل توی لیست به روز رسانی ها بیاد؛ چون سخت سیاهه
فصل 21 ناقص موند به یه دلیل ساده: اون روزا من منتظر جواب اپلیکیشنایی بودم که فکر میکردم چندتاش مثبت میشه و بعدش سختی شیرین انتخاب بین گزینه های ممکن رو خواهم داشت، اما با فاصله چند روز همه جوابا اومد و دریغ از حتی یه پذیرش
این روزا به این فکر میکنم که ته زندگیم چی میشه وقتی در 36 سالگی جایی ایستادم که فقط میتونم دل خوش باشم مثلا معتاد نیستم یا تو زندان پا نذاشتم!
این وسط هم هر کسی میاد یه لگدی میزنه به روانم و میره
دیگه تحمل خودمو ندارم
هر روز از معده درد عصبی چند ساعتی رو روی زمین میغلتم و ناله ها مو قورت میدم
ادما هم هزار ما شا الله ادعان و انتظار
ولش کن
این بلاتکلیفیا نوشتن نداره
ولی خالی شدن لازمه
مینویسم اما
حرف که نمیزنم
اگر ننویسم میمیرم
هرچند
کاش واقعا میمردم و خلاص میشدم ...
کامنتا بازه ولی اگه از من جوابی ندیدید بهتون برنخوره؛ اگر قراره بر بخوره کامنت نذارید چون اعصاب ناز دیدن و ناز کشیدن ندارم
+ عنوان پست از منظومه ارش کمانگیر سیاوش کشرایی
ما را در سایت « روایت خطّی یک پیاده راه » دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10