و واقعا همین حسو بهش داشتم
چون هر وقت بود، انگاری من نبودم
هر وقت من بودم و می اومد
انگاری من رفته بودم
+ به دوستم گفتم برام بپرسه. کاش با خودم صاف بشم و بشه ...
« روایت خطّی یک پیاده راه »...ما را در سایت « روایت خطّی یک پیاده راه » دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163